|
|
|
|
|
بــه نـــام خــدای عشــــق
من اومدم بعد از یه انتظار طولانی برای شما دوستان خوب اومیدوارم که مثل دفعات قبل من رو همراهی کنید
((با تشکرازمهربونیاتون:ایلیا))
باز باران بي ترانه *** گريه هايم عاشقانه *** مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم
ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت
رفتي و خاطره هاي تو نشسته تو خيا لم هم ترانه ياد من باش بي بهانه ياد من با ش
هرگز تو را فرموش نخواهم كرد حتي اگر مــرا از يـــاد بــبـــري
چرا كه مهرباني را در وجودت ديدم با چشمانت وجودم را دگرگون ساختي و نه قلب من از عشقت روي گردان می شود
فرسنگها راه خواهم پيمود چرا كه شب عشق بسيار طولاني است و قلبم در آرزوي تومي سوزد آنگاه كه ازبرابرديدگانم دور شوي
کرده است
محبوبم هميشه به انتظار بازگشتت خواهم ماند در كنار ساحل نشسته بودم كه ناگهان كبوتري آمد وگفت: به عزيزترين دوستت نامه نمي نويسي؟ گفتم قلم ندارم گفت؟ گفت با خون من بنويس !!!
گفتم دفتر ندارم ؟! گفت در قلب من بنويس . و سر انجام در قلب كبوتر عشق نوشتم :
وهر گز فراموشت نمي كنم..... |
||